مرتضى راوندى
109
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كاشته مىشد . در سمرقند و بخارا و شهر سبر و ساير نقاط ، نه فقط منسوجات ظريف و نازك تهيه مىشد بلكه پارچههاى ضخيم نيز مىبافتند كه مورد احتياج اهالى كوچنشين بود . منسوجات نخى در ناحيهء وزار نزديك سمرقند تهيه مىشد و نيز پارچههايى كه در نزديكى بخارا مىبافتند شهرت زيادى داشت . مصنوعات كاغذى كارخانجات كوچك سمرقند نه فقط در ماوراء النهر بلكه در سراسر جهان اسلامى شهرت داشت و بازار كاغذهاى پاپيروس و روغنى را شكست داده بود . شهرهايى كه در نزديكى اراضى ايلات كوچنشين واقع شده بودند ، مانند اورگنج و چاچ ، چرمهاى خشن و ضخيم ، پارچههاى كتانى كلفت و ساير كالاهاى مورد نياز كوچنشينان را توليد مىكردند . در فرقان ، آهن و قلع ، نقره ، جيوه ، مس ، سرب ، خاكنسوز ، نوشادر ، و در ناحيهء خجند ، استخراج نقره به مقدار زياد صورت مىگرفت . در شهرهاى فرغانه ، اسلحه و وسايل كشاورزى و ظروف مسى ساخته مىشد . جغرافىنويس عرب ، ابن حوقل ، مىنويسد : در حوالى استرفشان دو محل وجود داشت كه از آنجا آهن استخراج مىشد . ذخاير اين معادن بقدرى زياد بود كه نه فقط نيازمنديهاى فرقان را تأمين مىكرد بلكه مصنوعات فلزى اين حدود به خراسان و عراق هم حمل مىشد . مؤلف مجهول كتاب حدود العالم حكايت مىكند كه در مارسمند بازار مكارهاى تشكيل مىشد و از آنجا كالاهاى گوناگون به اطراف حمل مىگرديد ، از آن جمله آهن را به نقاط مختلف مىبردند . استخرى ، مؤلف عرب ، مىگويد كه در ناحيهء اسبره ، معادن ذغالسنگ فراوان است و مىنويسد « كوه سياهى وجود دارد كه مانند ذغال درخت مىسوزد . » همان مؤلف خاطرنشان مىكند كه در زمان بنى عباس ، در آسياى ميانه ، در امور نظامى ، از نفت بطور وسيعى استفاده مىشد و هنگام محاصرهء شهرها از بمبهاى آتشزايى كه از نفت پر مىشد استفاده مىكردند . در مناطق كوهستانى زرافشان ، كوهى بود كه از آنجا طلا ، نقره ، آهن ، كات كبود استخراج مىكردند . در نواحى دروازهء روشن و بدخشان ، معادن نقره و طلا و غيره استخراج مىشد . نوع كالاهاى تجارى : رشد و توسعهء كشت و زرع ، وسعت يافتن شهرها و ترقى صناعت باعث شكفتگى تجارت داخلى و خارجى گرديد . كوچنشينان به بازارهاى ماوراء النهر گله مى - آوردند ، چرم خام و پشم و غيره را ، با نان ، پارچه و اسلحه مبادله مىكردند . در آن دوره ، تجارت غلام نيز رونق داشت . بردهها را ايلات كوچنشين به بازار بردگان مىآوردند . خصوصيات صنعتى نواحى مختلف آسياى ميانه ، در قرن دهم توسط مؤلف عرب ، المقدسى ، توضيح و بيان شده است : از ترمذ ، صابون و انقوزه ، از بخارا ، منسوجات نازك ، سجاده ، قالى ، منسوجات براى پوشانيدن سطح اتاق ، چراغهاى مسى ، پارچههاى طبرستانى ، تنگ اسب و منسوجات مصرى ، مواد چربى ، پشم گوسفند ، روغن براى ماليدن به سر و غيره صادر مىشد . از ناحيه كرمينيه دستارچهها ، از دبوسى منسوجات قوارهيى - كه گويى نوعى پارچه است - صادر مىشده است . سپس مقدسى مىنويسد : « در بغداد شنيدم كه اين پارچهها ساخت خراسان است . » از شهر ربنجن پارچههاى پشمى و سجاده ، ظروف قلعى ، چرم ، كنف محكم و گوگرد ، و از خوارزم ، خز ، پوست سمور ، و قاقم و ساير حيوانات كوچك نظير خرگوش و بز صادر مىشد ، و نيز شمع و تير و كمان و كلاههاى بلند و